اين سايت امكانات ديگري هم براي اعضا فراهم كرده.
جهت اطلاعات بيشتر ادامه مطلب رو ببينيد...
ادامه مطلب
میدونم دیره ولی گفتم بگم نگید نگفت!
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست
امتحان ریشه هاست !
ریشه اي هرگز اسیر باد نیست !
انتهایش میرسد پیش خدا
باید آن را سبز کرد
باید آن را آب داد !!!!!!
نميدونم اين چند روز چه اتفاقاتي داره ميفته كه هر روز بايد متن خداحافظي يكي ازدوستان و همكاران عزيزي رو ببينيم كه با زحمتها و تلاشهاي شبانه روزي اونها وبلاگ به اين جا ها رسيد وتونست مراحل موفقيت رو هر چند ناچيز ولي تا يه جاهاي خوبي پيش ببره. حالا نه تنها ما بلكه مطمئنأ همه دوستان از رفتن شما ناراحت هستن وهر چند كه ما دوست نداشتيم چنين همكاراي خوبي رو از دست بديم اما .....
حال من به عنوان عضو كوچكي از وبلاگ به نمايندگي از تمام همكاران ،صادقانه از زحمات و تلاشهاي بي شائبه شما نهايت تشكر را دارم واميدواریم كه تونسته باشيم تو اين مدت كه با وبلاگ همكاري داشتيد،همکارای خوبی براتون بوده باشیم و مطمئناْ از تجربيات خوبتون بهره مند شدیم.
و در آخر
***در اين ما مبارك براتون آرزو ميكنيم همينطور كه در اين عرصه موفق بوديد ،بعد از آن هم در تمام مراحل زندگي موفق و پيروز باشيد****
ادامه مطلب
زندگي منحني خاطره هاست
زندگي قطعه يك آهنگ است
با نت خاطره ها
با عرض سلام خدمت شما دوستان عزيز ميخواستم مطلبي را خدمتتون عرض كنم:
با رفتن خانم قبادي از وبلاگ يعني خداحافظي با تمام خاطره هاي خوب با هم بودن و همكار و هميار هم بودن با تلخي ها و شيريني هاي وبلاگ .هر چند كه با رفتنشون همه ي ما را ناراحت كردن اما همه ما آرزومنديم همونطور كه در وبلاگ موفق بودن و ما از تجربيات خوبشون استفاده كرديم در تمام مراحل زندگي شون موفق و موءيد باشند .
امیدوارم هر چه زودتر باز هم شاهد حضور ارزشمندشون در کنار خودمون باشیم.
و در آخر يك حرف آن هم
((مريم جان با تمام وجودم دوستت دارم و برايت همه لحظات را شاد آرزو مي كنم))
***آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد.. نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز***
و از يك جهت ديگر هم خوشحاليم كه در خدمت همكار جديد و خوبمون سركار خانم مريم سودمند هستيم.اميدواريم بتونيم از تجربياتشون به نحو احسن استفاده كنيم و پيشاپيش ورودشون را به وبلاگ تبريك ميگوييم .
هو ۱۲۱
با عرض سلام خدمت همه شما دوستان عزیز![]()
پیش از هر چیز لازم میدونم فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه شما خوبان تبریک بگم.
به نوبه خودم از زحمات بی شائبه ی دوست خوبم خانم مریم قبادی کمال تشکر را دارم و از لطف بی کرانشون نسبت به بنده حقیر بسیار ممنونم
امیدوارم هر چه زودتر باز هم شاهد حضور ارزشمندشون در کنار خودمون باشیم.
همیشه چشم انتظار نگاه پر مهرو نظرات و انتقادات شما هستم
و تنها چیزی که الان میتونم بگم اینه که:
کاش در این رمضان لایق دیدار شوم
سحری با نظر لطف تو بیدار شوم
کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان
تا که همسفره تو لحظه افطار شوم
و از همتون التماس دعا دارم.
خدایا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند
آنان شایسته محبتند و یادشان مایه آرامش جان می باشد
در میان خلق معدن خیرند و دارنده پاک ترین خصوصیات ،
پس ای خدای من اکرامشان کن و به صفات نیکشان بیفزای و سلامتشان بدار
دوستان خوبم! این آخرین مطلبی است که برایتان ارسال می کنم قبل از هر چیز از دوستانی که مرا در این 6 ماه همراهی کردند تشکر می کنم و از تمامی دوستان عذرخواهی می کنم به دلیل نواقصی که در کارم مشاهده شد. در این مدت لحظات خوبی را در کنار شما گذراندم و خاطرات خوبی از تک تک شما به یادگار بردم.
ضمن خداحافظی از شما عزیزان ، به خواهر خوبم ،خانم مریم سودمند _نویسنده جدید وبلاگ_ خیر مقدم می گویم.وهمه ما از تجربیات ایشان بهره مند خواهیم شد .به امیدجذاب تر و پر بازدیدکننده تر شدن .pnucomputerist
حالا که دارم میرم و دست خانم ها به من نمی رسه _البته فعلاَ_ بذارید این مطلبم ارسال کنم:
اگر شوهر آدم برنامهنويس باشه
ادامه مطلب
میخواهم ستایشت کنم ولی دستهایم می لرزد، پاهایم ناتوان است ، زبانم در دهان نمی چرخد و دستانم خالی تر از همیشه ...
الهی درهای خیر و برکت وگشایش را به رویم باز کن و هر کار سختی را بر من آسان گردان.
خدایا! تو که همه امور به دست توست، زبان بد گویان من را ببند و شر هر دشمن و ستمگری را از من دفع گردان.
الهی! تو را به حرمت ماه رمضان ، به حرمت خانه کعبه گناهانم را بیامرز و مرا از عذابت در پناه گیر.و از میان همه نعماتت خواهان رضایتت از خودم هستم.
خدایا! همه کدورت ها و ناراحتی که بین من و دیگران هست را به حرمت این ماه و این روزهای عزیز برطرف گردان.
الهی! هر آنچه که بین من وتو و میان من و عبادت تو جدایی می افکند را از من دور کن.

حلول ماه مبارک رمضان گرامی باد
دوستان بالاخره نمرات رو وارد سایت کردن ، می تونید برید ببینید.
درس چهارم – دستورالعملهاي كنترلي، حلقهها
در اين بخش نحوه استفاده از دستورالعملهاي كنترل حلقه در زبان C# را فرا خواهيد گرفت. هدف اين بخش فهم و درك موارد زير ميباشد :
ü حلقه while
ü حلقه do-while
ü حلقه for
ü حلقه foreach
ü مطالب تكميلي درباره دستورالعمل break
ü فراگيري نحوه بكارگيري دستورالعمل continue
ادامه مطلب
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال می كند
هی با شماره های غلط ، زنگ می زند، آن وقت
من اشتباه می كنم و او
از اشتباه های دلم
خوشحال می شود.
دیروز یك فرشته به من می گفت :
تو گوشی دل خود را
بد گذاشتی
آن وقت ها كه خدا به تو می زد زنگ
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی ؟!
یادش به خیر آن روزها
مكالمه با خورشید
دفترچه های ذهن كوچك من را
سرشار خاطره می كرد
امروز پاره است
آن سیم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره می كرد . با من تماس بگیر ، خدایا
حتی هزار بار
وقتی كه نیستم لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار
با استفاده از نرم افزار
VMware.Workstation.v6.0.0.45731.and.ACE.Edition-ZWT_CRP
می توان یک کامپیوتر مجازی در کنار سیستم اصلی داشت.با اینکار مثل اینکه 2 کیس داشته که یکی مجازی است . بر روی این سیستم که نصب آن کمتر از 5 min طول کشیده و مقدار حافظه را هم خودتان مشخص می کنید می توان چندین ویندوز نصب کرد که نصب ویندوز و نحوه استفاده از آن دقیقاّ مشابه سیستم اصلی بوده.(به عنوان نمونه : برای خروج از سیستم مجازی باید آنرا shout down كرد)
حسن این کامپیوتر مجازی این است که تغییراتی را که در آن ویندوز ایجاد می کنیم در کامپیوتر اصلی اعمال نمی شود پس برای زمانی مناسب است که یک هارد داشته و تمایل به نصب ویندوز دیگری دارید اما نمی خواهید هیچ یک از درایوهایتان از بین رود.(حتی C يا D )
(دوست داشتم این نرم افزار رو برای دانلود در اختیارتون قرار بدم اما به دلیل حجم بالا میسر نمی باشد.)



****مژده اى دل كه مسيحا نفسى مى آيد ****
***** ميلاد مسعود يگانه منجى عالم بشريت ،دوازدهمين اختر تابناك امامت و ولايت ،حضرت بقيه الله اعظم (عج)، بر تمام شيعيان جهان بخصوص مسلمانان ايران زمين مبارك باد *** ***

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت . 
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت " . مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست .
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
" با من بگو از انچه سنگيني سينه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.
خدا گفت " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.






